مقدمه تاریخی

قبل از بررسی سکه های اشکانی اشاره ای به چگونگی پیدایش این سلسله و ظهور و سقوط آن در صحنه تاریخ ایران ضروری به نظر می رسد. یکی از ادوار مهم تاریخ ایران دوران حکومت پارتیان است دوره ای بس درخشان و پر عظمت که فرمانروایان آن توانستند با تدبیر و دلاوری و شجاعت دست جانشین اسکندر را از سرزمین ایران کوتاه نمایند و اساس و بنیان حکومتی را که مدت پنج قرن دوام داشت پی ریزی نمایند. پارتها تیره ای از قبایل آریایی بودند که بخشی از قوم داهه محسوب می شدند. آنها ابتدا به صورت قبایل چادرنشین در نواحی مجاور رود جیحون تا استپهای کرانه بحر خزر و دریاچه اورال زندگی می کردند و به تدریج در منطقه پرتو (پارت) نفوذ نموده در آنجا مستقر شدند. پارتیان جنگجویانی دلیر و با شهامت بودند که در تیراندازی و سوارکاری مهارت تام داشتند. در حمله اسکندر به ایران سپاهیان پارت همراه سایر سپاهیان ایرانی درب جنگ شرکت نموده علیه اسکندر جنگیدند. پس از سقوط دولت هخامنشی فاتح مقدونی سرزمین پارتها را به تصرف درآورد و فردی از اهالی پارت به نام آمی ناسپ را به سمت فرمانروایی تعیین نمود. پس از مدتی سلوکیها برای ناحیه پارت و باختر فرمانروای واحدی تعیین نمودند ولی طولی نکشید که دیودوت ساتراپ باختر بر ضد سلوکیها قیام کرد و خود را شاه خواند. پارت ها که از تسلط سلوکیها و فرمانروایی آنها ناراضی بودند تحت رهبری ارشک دست به شورش زده دولتی تشکیل دادند که ابتدا شامل منطقه کوچکی بود ولی با وجود حملات مکرر و پی در پیشاهان سلوکی آنها موفق شدند دست سلوکیها را از بسیاری مناطق ایران کوتاه کرده پس از راندن کامل آنها حکومت بزرگ و مقتدری را پایه گذاری کنند که مدت پنج قرن ادامه یافت. در حدود سال 250 ق.م ارشک به شهر نیسا رفت و در حدود 248 ق.م به سلطنت رسید. تاجگذاری ارشک مبدا تاریخ پارتها شد. ارشک در پیکاری کشته شد و برادرش تیرداد (248- 211 ق.م) به سلطنت رسید. وی ناحیه هیرکانی (گرگان) را به تصرف در آورد و به تجهیز سپاه خود پرداخت تا بتواند در صورت حمله سلوکوس دوم یا دیودوت شاه باختر با آنها مقابله کند. بخت با تیرداد یاری کرد و شاه سلوکی در اثنای پیکار به علت اغتشاشاتی که در ناحیه غربی روی داده بود ناچار شد به آن سوی عزیمت نماید. دیودوت نیز از در مصالحه با تیرداد درآمد. پس از در گذشت تیرداد در سال 211 ق.م به ترتیب ارشک دوم (211- 191 ق.م) و فریاپات (191- 176 ق.م) و فرهاد اول (176- 171 ق.م) فرمانروایی کرده با پیکار با سلوکیها و تقویت موقعیت خود توانستند فرمانروای سرزمینهای وسیعتری شوند.

دوران اعتلا فرمانروایی پارتها از سلطنت مهرداد اول (171- 138 ق.م) آغاز می شود مهرداد توانست با تدبیر و توانایی دولت باختر را به اطاعت درآورد و تمام نواحی شمالی و ماد و الیمائی و خاراسن و پارس و بابل و آشور را تصرف کرده با شکستی که به دمتریوس دوم شاه سلوکی وارد ساخت دست سلوکیها را از ایران کوتاه نمودبا حسن تدبیر ایران را به یک قدرت جهانی تبدیل کرد. پس از در گذشت مهرداد پسرش فرهاد دوم (138- 128 ق.م) جانشین او شد. آنتیوکوس هفتم حاکم سلوکی برای تصرف مناطقی که از حیطه تصرف سلوکیان خارج شده بود با سپاه فراوانی وارد بین النهرین گردید ابتدا در جنگ با قوای پارتی غالب گردید و تا هگمتانه (همدان) پیش راند اما طولی نکشید که حملات شدید پارتها شروع شد و شکست نصیب سلوکیان گردید. آنتیوکوس در جنگ کشته شد و فرهاد مناطق از دست رفته را باز گرفت. از این دوران نفوذ سلوکیها در ایران از بین رفت (129 ق.م). شاهان سلوکی مدتی در سوریه فرمانروایی داشتند سرانجام در سال 64 ق.م دولت روم به فرماندهی آنها پایان داد و آن سرزمین یکی از ایالات روم گردید. فرهاد دوم برای سرکوبی اقوام سکایی به سوی شرق رفت و در جنگ با آنها کشته شد پس از او اردوان اول (128- 123 ق.م) عموی فرهاد به سلطنت رسید دوران کوتاه فرمانروایی او در مبارزه با صحرانشینان و دفع اقوام سکایی گذشت و در جنگ با سکاییان مجروح شده درگذشت.

مهرداد دوم (123- 88 ق.م) پس از پدر به سلطنت رسید و دوره شهریاری او دوران اعتلا و عظمت فرمانروایی پارت است. مهرداد در جنگی سکاها را مغلوب کرد و مناطق شرق باختر را به اطاعت آورد و نفوذ خود را بر ارمنستان و آسیای صغیر گسترش داد و به برقراری روابط سیاسی با روم توجه نمود. بعد از مهرداد دوم تاریخ اشکانیان چند سالی مبهم و تاریک است. بر اساس الواح مکشوفه در بابل ظاهرا" دو پادشاه یا مدعی سلطنت به نام های گودرز و ارد برای کسب قدرت و فرمانروایی با یکدیگر در حال مبارزه بوده اند. سپس نوبت به فرد دیگری به نام سنتروک (77- 70 ق.م) می رسد. او به هنگام جلوس هشتاد ساله بود و مدت هفت سال پادشاهی کرد. فرهاد سوم (70- 57 ق.م) پسر سنتروک پس از پدر جانشین او گردید. در دوره شهریاری وی میان ایران و روم مبارزه آغاز شد و اختلاف بین شاه ارمنستان تیگران و پسرش اتفاق افتاد که پسر تیگران از شاه ایران کمک خواست در نتیجه این مناقشات پای رومیها به این نواحی کشیده شد و فرهاد سوم به دست پسران خود کشته شد.

سلطنت مهرداد سوم (57 ق.م) دوامی نیافت و بزرگان کشور از بیرحمی بیحدی که نسبت به مردم روا می داشت آزرده خاطر شد او را از سلطنت خلع کردند. پس از کشته شدن مهرداد برادرش ارد (57- 37 ق.م) به جای او به سلطنت رسید در این دوران جنگ ایران و روم آغاز شد و کراسوس سردار نامی روم با لژیونهای رومی از راه بین النهرین به قلمرو ایران تجاوز نمود اما سورنا سردار مشهور اشکانی آنها را شکست داد و کراسوس کشته شد. در نتیجه سوریه همه شهرهای فنیقیه و سراسر آسیای صغیر تحت نفوذ ایران درآمد. پاکر (39 ق.م) در آخرین سالهای زندگی پدر خود ارد نقش مهمی در امور سیاسی و نظامی ایفا نمود. وی از آشفتگی وضع روم- به علت اختلاف بین سرداران رومی- استفاده نمود و با سپاهیان پارتی وارد سوریه گردید و آن منطقه را به تصرف درآورد (40 ق.م) ولی طولی نکشید که در جنگ کشته شد و با عقب نشینی سپاهیان او ناحیه فرات سر حد ایران و روم گردید. فرهاد چهارم (38 ق.م- 2 م) پس از مرگ ارد به پادشاهی رسید. فرهاد برادران و بسیاری از بزرگان را به تصور اینکه روزی مدعی سلطنت او شوند کشت و عده ای از آنها از ترس به نقاط دوردست یا خارج از کشور گریختند. او آنتوان سردار مشهور روم را که به ایران حمله کرده بود شکست داد و سرانجام در سال دوم پیش از میلاد به دست زن خود مسموم و مقتول گردید و پسرش فرهاد پنجم (3 ق.م- 4 م)با کمک مادرش موزا به تخت نشست. در دوره حکومت او رومیها سعی داشتند نفوذ سیاسی خود را در برابر پارتها در ارمنستان بسط دهند.

سرانجام فرهاد پنجم در اثر نارضایتی بزرگان اشکانی از سلطنت خلع یا کشته شد. بزرگان پارت پس از خلع فرهاد پنجم ارد دوم (4- 8 م) را که از شاهزادگان این خاندان بود به سلطنت برگزیدند. رفتار بی رویه و قساوت آمیز ارد موجب مخالفت مردم و بروز شورش گردید و در نتیجه او پس از مدت کوتاهی به قتل رسید. ونن اول (8- 12 م) پسر بزرگ فرهاد چهارم در روم سکونت داشت پس از کشته شدن ارد بنا به درخواست سران کشور به ایران آمد و به پادشاهی منصوب شد. ونن که به عادات و آداب رومیها خو گرفته بود و به اصول اجتماعی و سنن ملی ابراز تمایل نمی نمود مورد انزجار مردم قرار گرفت و بزرگان پارت اردوان فرمانروای آتروپاتن را به جای وی به شهریاری منصوب کردند. اردوان سوم (12- 40 م) در تیسفون به شاهی نشست و پس از شکست دادن ونن پسر خود ارد را شاه ارمنستان نمود. دولت روم که از خلع ونن و آرامش پارت ناراحت بود وسایلی برانگیخت که موجب مزاحمت اردوان گردد. ارمنستان در اثر تحریکات روم از قلمرو ایران خارج شد و بی نظمی در داخل کشور روی داد. اردوان در اثر آشفتگی امور و مواجه شدن با شورش سران به نواحی شرقی کشور رفت. در این هنگام تیرداد برادرزاده فرهاد چهارم با حمایت رومیها از موقعیت استفاده کرد و در سال 36 م در تیسفون تاجگذاری نمود. ایرانیان نسبت به تیرداد که به یاری بیگانه تاج و تخت را به دست آورده بود نظر مساعدی نداشتند و با وی به مخالفت برخواستند و اردوان مجددا" زمان امور را به دست گرفت و قیصر روم تیبریوس ناچار گردید که با وی از در صلح و آشتی درآید. وردان اول (40- 45 م) در اوان سلطنت خود در تیسفون مستقر شد و شورش سلوکیه را که در اواخر سلطنت اردوان سوم آغاز شده بود فرونشاند و اهالی آنجا را به اطاعت درآورد. وردان در سال (45 م) در شکارگاه در توطئه ای مقتول گردید. پس از کشته شدن وردان در مورد به سلطنت رسیدن گودرز یا مهرداد پسر ونن بین بزرگان پارت اختلاف درگرفت و سرانجام گودرز به پادشاهی رسید (41- 51 م) ولی اعمال بی رویه او موجب مخالفت بزرگان کشور گردید و آنها مهرداد را که در روم سکونت داشت برای تصرف تاج و تخت به ایران دعوت کردند. مهرداد با سپاهی از راه ارمنستان به سوی ایران حرکت کرد و در جنگ سختی که بین قوای مهرداد و گودرز در غرب ایران روی داد مهرداد مغلوب و اسیر گردید. گودرز در سال 51 درگذشت و ونن دوم بر تخت نشست. ونن از بدو سلطنت بلاش پسر خود را در امر سلطنت شریک کرد. احتمالا" دوران شهریاری او بسیار کوتاه بود شاید از چند ماه تجاوز نکرده است. بلاش اول (51- 78 م) پس از درگذشت ونن برادر خود پاکر را به سلطنت ماد و تیرداد را پس از تسخیر ارمنستان به شاهی آن خطه منصوب نمود.

یکی از اقدامات مفیدی که در دوره شهریاری بلاش صورت گرفت جمع آوری و تدوین کتاب اوستاست. پس از درگذشت بلاش اول پاکر دوم زمام امور را به دست گرفت. در این دوره چندتن از شاهزادگان مدعی سلطنت بودند که در اثر اختلاف بین آنها موجبات ضعف دولت پارت فراهم گردید. پس از پاکر به ترتیب: خسرو, بلاش دوم, مهرداد چهارم, بلاش سوم, بلاش چهارم, به سلطنت رسیدند, اما اختلافات داخلی, جنگهای مداوم با دولت روم, قدرت گرفتن قدرت کوشان که بر بخش مهمی از جاده ابریشم مسلط شده بود, باعث گردید که دولت اشکانی به شدت دچار ضعف و انحطاط گردد. پس از مرگ بلاش چهارم (208 م) امپراتوری اشکانی بین دو فرزندش تقسیم گردید بلاش پنجم (208- 213 م) بر بین النهرین و اردوان پنجم (213- 224 م) بر سرزمین ماد خوزستان و سایر نقاط ایران حکومت می کردند اما اغلب مورخان رومی اردوان پنجم را فرمانروای ایران نام برده اند. اردوان اگرچه موفق شده در جنگ با رومیان پیروز گردد اما در نبرد با اردشیر پاپکان پادشاه محلی فارس شکست خورد و به قتل رسید (224 م).

آرتاواز (224- 228 م) شاهزاده اشکانی پس از کشته شدن اردوان برای به دست آوردن قدرت چند سالی تلاش کرد اما سرانجام مغلوب اردشیر شد و در سال (228 م) در تیسفون به قتل رسید و دولت معظم پارت منقرض گردید.

مشخصات کلی سکه های اشکانی

سکه های اشکانی از اسناد و مدارک گرانبهای تاریخ فرهنگ و هنر ایران به شمار می روند. تصویر فرمانروایان پارتی بر این سکه ها در ردیف شاهکارهای هنر ایران محسوب می شد. سکه های اشکانی از جنس نقره و برنز هستند. مبنای پول نقره درهم نامیده می شد که تقسیمات کوچکتر آن ابول و بزرگتر چهار درهم بود. واحد سکه های برنز نیز کالکوی نامیده می شد. بر روی سکه ها تصویر واقعی فرمانروای اشکانی در حالی که به سمت چپ می نگیرد نقش گردیده است اما به ندرت سکه هایی از شاهان اولیه اشکانی به دست آمده که صورت فرمانروا در سمت راست تصویر حک شده است مانند سکه های ارشک اول و بعضی سکه های مهرداد اول فرهاد دوم و مهرداد دوم. گاهی نیز چهره شهریار اشکانی به صورت تمام رخ در روی سکه نقش گردیده است مانند بعضی از سکه های مهرداد سوم اردوان سوم ونن دوم و بلاش چهارم. در سکه های فرهاد پنجم تصویر فرمانروا در روی سکه و ملکه موزا در پشت سکه دیده می شود. بر روی سکه های ارد اول, پاکر اول, فرهاد چهارم و فرهاد پنجم, نیکه, الهه پیروزی, حلقه شهریاری را در دست دارد و آن را روی سر شاه نگاهداشته است. تاج های شاهان اشکانی مرصع و مجلل هستند و برخی از آنان مانند مهرداد دوم دارای دو تاج متفاوت هستند. گاهی نیز به جای تاج از نشانه های شهریاری استفاده می کردند که مرکب از حلقه ای مزین و نواری مواج بود که در پشت سر گره می خورد. بر روی سکه های ارد اول فرهاد چهرم و ونن دوم ماه و خورشید نقش بسته اما معنی و مفهوم آن بدرستی آشکار نیست. بعضی از محققان این علایم را نماد آناهیتا و مهر نامیده اند. تصویر ارشک اولین فرمانروای پارتی در حالی که بر روی تخت یا سنگ مخروطی شککلی جلوس نموده و کمانی در دست دارد زینت بخش پشت درهمها که از رایجترین سکه های آن دوران بودند است. اشکانیان به علت علاقه و احترام خاص به بنیانگذار سلسله در مدت نزدیک به پنج قرن تصویر او را بر پشت درهمها نقش می نمودند اما در پشت سکه های چهار درهمی تصویر فرمانروایان همراه با الهه های یونانی به چشم می خورد. چهار درهمها منحصرا" در ضرابخانه سلوکیه ضرب می شدند که آداب و فرهنگ یونانی در آنجا حاکم بود. بر پشت سکه های برنزی نیز مظاهر و نشانه های مذهبی ایران و یونان به چشم می خورد. این سکه ها اغلب در بین اقشار مختلف مردم کاربرد داشته از لحاظ تصاویر و مضامین بسیار متنوع تر از سکه های نقره هستند و به علت آزاد اندیشی پارتیان آثاری از عقاید و باورهای مذهبی رایج در حکومت و سرزمین اشکانیان بر آنها انعکاس یافته است. بر پشت سکه ها القاب و عناوین شاهان به صورت عادل, نیکوکار, دوستدار پدر, دوستدار برادر, دوستدار یونان, خود مختار و غیره دیده می شود که الغب این القاب از سلوکیان اقتباس شده و از جهتی مبین منش و اخلاق پارتیان دلیر و آزاده است. نوشته پشت سکه ها به خط یونانی است اما در اواخر این دوره بر سکه چند تن از شاهان اشکانی نام انها به خط پهلوی اشکانی دیده می شود. به جز سکه فرهاد پنجم و ونن اول بر روی سایر سکه ها خطی نوشته نشده اما از زمان بلاش اول نام اختصاری فرمانروا در پشت سر او به خط پهلوی اشکانی نقر گردیده باید توجه داشت که اشکانیان برای حمایت از مردم شهرهای متعدد یونانی نشین که در قلمرو آنها زندگی می کرده اند این شعار را بر پشت سکه ها نوشته اند.

تقریبا" تا اواخر سلسله اشکانی این روش ادامه می یابد. در پشت درهم ونن بر خلاف سایر درهمهای به جای تصویر ارشک نقش الهه نیکه دیده می شود. سکه های چهر درهمی دارای سال و تاریخ ضرب سکه است. برای اولین بار تاریخ گذاری بر روی سکه در زمان مهرداد اول متداول گردید و از زمان فرهاد چهارم بر بیشتر سکه ها دیده می شود تاریخ اغلب به سال سلوکی است اما گاهی تاریخ اشکانی نیز بر سکه ها نقش گردیده است. بیشتر شهرهای بزرگ اشکانی دارای ضرابخانه بودند و علامت شهری که سکه در آن ضرب می گردید اغلب به صورت اختصار و حروف ترکیبی و گاهی به طور کامل در پشت سکه ها نوشته می شد. بر درهمها بندرت نام شاه نوشته شده اغلب به صورت اختصار و حروف ترکیبی و گاهی به طور کامل در پشت سکه نوشته می شد. به طور کلی دقت در خصوصیات و بررسی سکه های اشکانی راهی است برای آگاهی و شناخت نزدیک به پنج قرن تاریخ پر افتخار ایران که بیشتر روی دادهای آن در پس دیوار قرون به دست خاموشی و فراموشی سپرده شده است.

جنس سکه ها و اوزان آنها

سکه های اشکانی از جنس نقره و برنز هستند و به جز یک مورد استثنایی سکه طلا دیده نشده است به عبارت دیگر سکه های طلا ضرب ننموده اند. سکه نقره درهم نامیده می شد که واحد بزرگتر آن چهار درهم و واحدهای کوچکتر آن سه ابول دو ابول و ابول بودند. وزن چهار درهمها در اوایل حدود 5/16 گرم بود اما به تدریج از وزن آنها کاسته شد به طوری که در اواخر حکومت اشکانیان وزن آنها به حدود سیزده گرم و حتی کمتر رسید تا جایی که برخی از محققان به اشتباه آنها را سه درهمی نامیدند. عیار چهار درهمها ابتدا خوب بود اما در اواخر حکومت به علت ضعف دولت اشکانی به تدریج به پستی و ناخالصی گرایید. رایج ترین پول این دوره درهم بود که در ضرابخانه های سراسر کشور ضرب می شد. وزن درهم حدود چهار گرم بود که در اواخر اشکانی حدود 6/3 گرم رسید. عیار درهمها نیز در ضرابخانه های شرق کشور از زمان فرهاد چهارم (37 ق. م/ 2 م) رو به تنزل گذاشت تا جایی که در زمان بلاش اول ضرب آنها در شرق امپراتوری به طور کلی متوقف گردید اما عیار سکه ها در ضرابخانه های غرب همیشه خوب بود و فقط در زمان شاهان آخر سلسله اندکی ناخالصی در آنها دیده می شود. وزن هر ابول تقریبا" برابر یک ششم درهم بود. ابول ها بیشتر در اوایل حکومت اشکانیان ضرب می شدند که آخرین آنها مربوط به زمان ارد اول (57- 37 ق.م) است. شایان ذکر است گاهی سه ابول را نیم درهم نیز می گویند. سکه های برنزی نیز در تمام دوران فرمانروایی اشکانیان و در کلیه نقاط کشور به قطع و اندازه های کوچک و بزرگ و اوزان مختلف از چهارده گرم 7/0 گرم ضرب می شد. بر پشت این سکه ها نقوش مختلف مانند ماه و ستاره, فرشته بالدار, لنگرکشی, شاهین, اسب, فیل, سر شیر, دژ و علایم برکت و فراوانی, مانند خوشه گندم, خرما و انگور دیده می شد. واحد وزن سکه های برنزی کالکوی است که بر اساس اوزان یونانی بوده به طور متوسط دو گرم وزن داشتند و هر هشت کالکوی برابر یک ابول ارزش داشت. عیار کالکویها نیز به مرور زمان پست تر گردید به طوری که در اواخر حکومت اشکانیان تقریبا" به نصف تنزل یافت. فقط سکه های ضرب سلوکیه از این قاعده مستثنی و همیشه از عیار خوبی برخوردار بوده اند.

تاریخ تقویم

اشکانیان از دو مبدا تاریخی استفاده می کردند یکی سال 312 ق.م که سال تاج گذاری سلوکوس اول بودو مبدا تاریخ سلوکی محسوب می شد و دیگری سال 248 ق.م یعنی زمانی که ارشک اول به رهبری پارتیان انتخاب شدو اعلام استقلال کرد. سال سلوکی از اول مهرماه آغاز می گردید و تقویم سلوکیان بر اساس دوازده ماه و مطابق گردش ماه به دور زمین بود و چون با سال خورشیدی مطابقت نداشت هر سه سال تعداد ماه ها را به جای دوازده سیزده حساب می کردند تا با سال خورشیدی مساوی شده شروع آن منطبق با مهرماه گردید.

سال پارتی موافق با سال خورشیدی است و اسامی دوازده ماه همان اسامی اوستایی است که اکنون نیز معمول است فروردین اردیبهشت ... و اسفند. تاریخی که بر روی سکه ها نوشته شده تاریخ سلوکی است و بجز چند مورد استثنائی تاریخ اشکانی بر روی سکه ها دیده نمی شود. ظاهرا" تاریخ پارتی بیشتر برای نوشتن مکاتب اداری و تنظیم اسناد استفاده می شده است. با توجه به اینکه سال سلوکی از ماه مهر آغاز می شود و سال میلادی از دی ماه هنگام تبدیل تاریخ سلوکی به میلادی (در صورتی که ماه مشخص نباشد) ممکن است به میزان یک سال در محاسبات اشتباه رخ دهد بدین صورت که ماه های مهر آبان آذر سال یکم سلوکی در سال 312 ق.م به همین دلیل برخی از محققان ناچار در قبال هر تاریخ سلوکی دو تاریخ میلادی را ذکر می کنند یعنی در مقابل سال یکم سلوکی می نویسد سال 312/311 ق.م به طور کلی تاریخ گذاری بر سکه های اشکانی به صورت زیر است:

1.        تاریخ گذاری بر چهر درهم ها. نخستین بار در زمان مهرداد اول (138-171 ق.م) تاریخ

بر سکه ها مرسوم شد. سلوکیان بر سکه ها بویژه بر چهار درهمها تاریخ ضرب سکه ها را ثبت می نمودند. هنگامی که مهرداد اول بر سلوکیه مسلط شد در ضرابخانه آنجا سکه هایی ضرب نمود که علاوه بر داشتن ارزش هنری به رسم سلوکی ها تاریخ ضرب سکه بر آنها نوشته می شد. بر پشت این سکه ها تاریخ های 173 و 174 سلوکی برابر با 140 و 139 ق.م دیده می شود. بر چهار درهمها اردوان اول نیز تاریخ 188 سلوکی برابر با 125 ق.م به چشم می خورد از آن دوره به بعد تا اواخر سلطنت ارد اول (57- 37 ق.م) دیگر بر چهار درهمها تاریخ دیده نمی شد اما از زمان فرهاد چهارم (38/37 ق.م- 2 م) به بعد نوشتن سال و ماه بر سکه ها مرسوم شد که این شیوه تا پایان حکومت اشکانیان ادامه یافت. گاهی با مطالعه تاریخ سکه ها زمان و مدت حکومت یاغیان و مدعیان سلطنت نیز معلوم می گردد مثلا" بلاش اول که از سال 362 سلوکی فرمانروایی خود را آغاز کرده بود در سال 365 گرفتار شورش پسرش وردان دوم گردید پس از این تاریخ تا سال 369 تصویر وردان بر سکه ها دیده می شود اما در این هنگام بلاش مجددا" زمام امور را به دست می گیرد و ضزب چهر درهمهای او تا سال 372 سلوکی ادامه می یابد. با مطالعه ماه های منقوش بر سکه ها آغاز و پایان سلطنت شاهان را با دقت بیشتری می توان مشخص نمود. نام ماه ها به اختصار نوشته شده تا خدشه ای در نوشته القاب منقور بر سکه ها وارد نیابد.

2.        تاریخ گذاری بر درهمها. بر درمهای اشکانی به ندرت تاریخ دیده می شود درهمها مهرداد اول ضرب سلوکیه دارای تاریخ هستند. همچنین بر درهمی از اردوان اول تاریخ 123 اشکانی و بر سکه های اردوان سوم تاریخ های 335 و 336 سلوکی همراه با ماه ضرب سکه دیده شده است.

3.        تاریخ گذاری بر کالکویها. از زمان اردوان سوم ثبت تاریخ بر کالکویها شروع شدبه طور پیوسته تا آخر حکومت اشکانیان ادامه می یابد. ضرب سکه های برنزی در شهرهای مختلف رواج داشت اما فقط بر کالکویهای ضرب سلوکی و گاهی شوش تاریخ مشاهده شده است. اهمیت ضرب تاریخ بر کالکو از سال 407 تا 433 است که ضرب چهار درهمها متوقف شده و در این دوره اطلاعات ما در مورد مدت حکومت فرمانروایان اشکانی فقط از طریق بررسی کالکویها میسر است.

نقوش روی سکه های اشکانی

به طور کلی بر روی سکه های اشکانی چهره واقعی فرمانروا نقش گردیده است. تغییرات چهره حتی آرایش ریش و موی شاهانی که مدت طولانی سلطنت کرده انددر تصاویر آنها بر روی سکه ها بروشنی مشهود است. تصویر فرمانروا به صورت نیمرخ است که اغلب به سمت چپ و به ندرت به سمت راست می نگرد و در بعضی موارد نیز تصویر پادشاه تمام رخ و از روبه رو به نمایش گذاشته شده است. مهم ترین نکاتی که هنگام بررسی نقوش روی سکه ها باید به آنها توجه داشت عبارتند از: کلاه یا تاج گردنبند خال روی پیشانی فرمانروا.

       به یک گردش به شاهنشاهی آرد       دهد دیهیم و طوق و گوشواره (رودکی)

تاج. در آغاز شاهان اشکانی دارای کلاه ساده بودند که به کلاه باشلقی معروف است. شبیه این کلاه را قبلا" بزرگان ماد و ساتراپ های هخامنشی بر سر می گذاشتند. این کلاه از پارچه ضخیم یا نمد ساخته می شد دارای زبانه هایی بود که روی گوش و پشت سر را می پوشانید و نواری که زینت بخش کلاه بود در پشت سر گره می خورد و دو سر آن آزاد و آویزان بود و اغلب حاشیه کلاه مخصوصا" در جلو با دانه های درشت مروارید مزین می شد اشکال مختلف این کلاه بر سکه های اشک اول تیرداد و فرهاد اول دیده می شد. از زمان مهرداد اول تصویر شاه بدون کلاه بر سکه ها نقش گردیده است و تاج فقط به صورت نواری به چشم می خورد که در پشت سر گره خورده است. این نوار یا سر بند را می توان نیم تاج نامید که احتمالا" زرین نیز بوده است. نیم تاج به صورت یک یا چند خط بر روی سکه ها دیده می شود و از بالا نیز به صورت حلقه ای به نظر می رسد. این حلقه بی شک نشانه شهریاری است. بر پشت بسیاری از چهار درهمهای اشکانی الهه هایی دیده می شوند که این حلقه را به شاه تقدیم می کنند. مهرداد دوم دارای دو تاج بود که در وسط یکی از انواع گل زیبای گوهر نشانی به شکل ستاره که به مروارید و سایر گوهرها مزین است دیده می شود. از آن پس چند شاه از جمله سنتروک و فرهاد سوم از تاج هایی استفاده کردند که در وسط آنها تزییناتی به شکل شاخ یا شعله جواهرنشان دیده می شود. بعلاوه حاشیه خارجی تاج این فرمانروایان با مجسمه حیواناتی از قبیل گوزن مرغابی تزیین شده است. از جمله تاج هایی که جالب توجهند: تاج بلاش سوم اردوان پنجم و ارتاواز است. تاج این شاهان از لبه ای پهن و مخطط با زبانهایی که روی گوش را می پوشاند و بالای آن کروی شکل بود تشکیل یافته است دور تمام قسمتها گوهرنشان است. در بالای تاج میله های زرین قرار دارد که انتهای هر یک از آنها نیز مزین است. همچنین در وسط قسمت مدور میاه هایی نصب شده لبه پشت تاج به دو گره تو در تو متصل است که نوارهایی از آن آویزان است. بررسی تاج ها می تواند در شناخت و تفکیک سکه های اشکانی موثر باشد.

گردنبند. شاهان اولیه اشکانی دارای گردنبند حلقه مانند بودند که دو سر آن به دو گوی کوچک ختم می شد. گردنبند مهرداد دوم نیز به همین شکل است اما به تدریج تغییر شکل می دهد به طوری که بعدها به شکل اژده هایی با بالهای کشیده جلوه می کند. فرهاد سوم دارای دو نوع گردنبند است که یک نوع آن حلقوی و نظیر گردنبندهای قبلی است و نوع دیگر از دو رشته یا نوار تشکیل شده که در جلو دارای حلقه ای جواهرنشان و مرصع است. مهرداد سوم دارای گردنبندی است مرکب از حلقه های زنجیره ای که در وسط با جواهری مربع شکل تزیین گردیده است. زینت بخش گردن ارد گردنبندی است حلقه حلقه. از آنجا که ارد و مهرداد باهم برادر بودند شباهت آنها در سکه ها نیز چشمگیر است از این رو توجه و بررسی روی گردنبندها یکی از مهم ترین راههای تشخیص سکه های آنها از یکدیگر است. گردنبندهای فرهاد چهارم متفاوت و متنوع است برای مثال انتهای برخی از آنها به تصویر حیوانی اساطیری ختم می شود.

خال. اولین بار خال بر پیشانی ارد ارشک سیزدهم مشاهده می شود. این نکته بعدها به صورت عامل مهمی بر سکه ها نمایان می گردد زیرا برخی از شاهان خال را نشانه داشتن خون اشکانی و اصالت خانوادگی تلقی می کردند. داشتن خال گاهی دلیل انتساب سکه به فردی خاص می گردد مثلا" چون بر کلیه چهار درهمهای فرهاد چهارم خال دیده می شود بسیاری از محققان از جمله پرفسور سیمونتا چهار درهمهایی را که فاقد خال هستند و قبلا" به فرهاد نسبت می دادند به تیرداد دوم منسوب می کنند. سکه های اردوان سوم و گودرز به اندازه ای شبیه به هم هستند که اگر بر سکه های گودرز خال وجود نداشت امکان شناخت آنها از یکدیگر بسیار مشکل بود.لازم است یادآوری شود که بر پسشانی بعضی از فرمانروایان در چهار درهمها خال مشاهده می شود اما بر روی درهم آنها خال وجود ندارد و برعکس بر پیشانی بعضی دیگر از فرمانروایان در درهمها خال دیده می شود در حالی که در چهار درهمها فرمانروا فاقد خال است مانند سکه های بلاش اول و وردان دوم. تا کنون دلیل قانع کننده ای برای توجیه این مساله ارائه نشده اما امکان دارد که بعضی از ضرابخانه های مهم در حک نمودن خال و برعکس مختار بوده اند و برخی از آنها به افزودن خل بر نقش سکه ها اقدام نموده اند تا اصالت و وابستگی خونی شاه را به خاندان اشکانی در معرض دید عموم قرار دهند.

سایر نقوش. نشانه های دیگر منقور بر روی سکه ها عبارتند از:

1.        علامت ضرابخانه که از زمان فرهاد دوم آغاز شد و فقط چند فرمانروا پس از او از این رسم پیروی نمودند. معمولا" در سکه های اشکانی علامت ضرابخانه در پشت سکه نقر گردیده است.

2.        نوشتن تاریخ ضرب سکه که فقط در چهر درهمهای اردوان سوم مشاهده شده اما در سکه های برنزی اواخر اشکانی نیز مواردی از نوشتن تاریخ در روی سکه ها دیده می شود.

3.        الهه نیکه که در اساطیر یونان فرشته فتح و پیروزی است. این الهه دارای بال است و اغلب حلقه شهریاری را بر روی سر شاه نگاه می دارد. در سکه ها گاهی نیکه در کف دست زئوس یا فرمانروای اشکانی یا الهه دیگر دیده می شود. نیکه از فرزندان نئوس بود و یونانی ان او را پیام آور پیروزی از جانب خدایان می دانستند. این نقش بر روی سکه های ارد اول, پاکر اول, فرهاد جهارم و فرهاد پنجم دیده می شود.

4.        ماه و ستاره که بر روی ستاره های ارد اول فرهاد چهارم و ونن دوم دیده می شود.

5.        مخفف نام شاه که به خط پهلوی اشکانی نخستین بار بر روی سکه های بلاش اول نقر شده این رسم کم و بیش تا پایان حکومت اشکانیان ادامه می یابد.شاهانی که مخفف نام آنها بر سکه ه حک شده عبارتند از: بلاش اول, بلاش دوم, پاکر دوم و بلاش پنجم.

پشت سکه های اشکانی

پشت سکه های اشکانی بیشترین اطلاعات  را در زمینه های مختلف می دهند. نوشته پشت سکه ها شامل نام شاه به صورت ارشک گاهی نام شاه به همراه عناوین و القاب متفاوت است. همچنین اطلاعات مربوط به ضرابخانه ها و تاریخ ضرب سکه بجز چند مورد در پشت سکه ها قرار دارد. بعلاوه در پشت سکه ها تصاویری به چشم می خورد که بسیار متنوع و جالب توجه است. پشت درهمها اغلب مزین به تصویر ارشک موسس سلسله اشکانی است اما نقش چهار درهمها مخصوصا" نقوش پشت کالکویها فوق العاده متنوع هستند. این تصاویر شامل الهه های گوناگون و حیوانات و گیاهانی هستند که اغلب مظاهر الهه ها محسوب می شوند اما در بعضی موارد نیز گیاهان و حیوانات واقعی به تصویر کشیده شده اند که مردم بعضی نواحی به پرورش و داشتن آنها مباهات می کرده اند مانند نقش اسب و خوشه گندم و خرما و انگور ... . نقش ماه و خورشید و ستاره نیز نشاندهنده علایم نمادین مذهبی است. علامتهای دیگر نیز به شکل منوگرام در پشت بعضی سکه ها دیده می شود که از معنی و مفهوم آن هنوز اطلاع درستی در دست نیست. به طور کلی مهم ترین نقوش بررسی شده در پشت سکه های اشکانی در تصویر 2 شماره 1 الی 95 به شرح زیر به دست آمده است:

1.        زئوس که نامی رومی اوژوپیتر است. در اساطیر یونانی خدای خدایان و بزرگترین خدای کوه المپ بود و یونانیان باستان معتقد بودند که او پدر خدایان و انسان است. اشیائی که بیشتر با او دیده می شوند عبارتند از: عصا عقاب صاعقه و الهه نیکه که عقاب و الهه نیکه که اغلب بر روی دست او دیده می شوند. زئوس معمولا" با ریش مجسم شده گاهی دور سر او با حلقه ای از برکهای زیتون زینت داده شده است.

2.        هرکول که فرزند زئوس و از معروفترین قهرمانهای اساطیری است. قدرت تجارت و قهرمانی ها او موضوع بسیاری از اشعار و داستانهاست. هرکول بر پشت سکه ها بیشتر به صورت جوانی قوی هیکل و عریان ترسیم شده که پوست شیری را که خفه کرده است بر دست دارد و اسلحه او اغلب گرز و گاهی اوقات کمان است.

3 و 3 الف. ارشک موسس و اولین فرمانروای اشکانی.

4 و 53. آپولو که خدای خورشید و یکی از بزرگترین خدایان اساطیری یونان است. او فرزند زئوس و الهه ثروت موسقی و هنر محسوب می شد. بعلاوه نگهبان و حافظ گله ها و رمه ها بود.

5, ,6 ,7 ,10 ,11 14 و 15. تی شه که الهه و سنبل شهر سلوکیه بود و بیشتر به شکل بانویی که تاج کنگره دار به سر دارد بر سکه ها دیده می شود. تیشه بال ندارد و اغلب حلقه شهریاری یا شاخه خرما را به فرمانروا هدیه می کند.

8 و 9. دی میتر که خواهر زئوس و الهه باروری ازدواج و کشاورزی بود. خوشه گندم از اشیاء متعلق به او است.

12. الهه نیکه.

13. فرمانروا با کمان مظهر قدرت اشکانیان.

,16 17 و 55. احتمالا" الهه و سنبل شهرها هستند.

18 و 57. دیسکوری در بارور یونانیان باستان دیسکوری دو برادر بودند به نام های کاستر و پولی دوک که فرزندان زئوس محسوب می شدند. آنها به مسافرین و افرادی که در راهها گم شده بودند کمک می کردند و محافظ آنها بودند بر سکه این دو برادر اغلب با یکدیگر دیده می شودند. در حالی که در کنار یا روی اسبهای خود قرار دارند. آنها دارای کلاه تخم مرغی شکل بوده اغلب نیزه ای در دست دارند.

19. فرشته عدالت در حالی که ترازویی در دست دارد.

20 و 49. نیمرخ الهه تی شه.

21. حرف M یونانی که ممکن است اول نام ضرابخانه باشد.

22. تصویر یکی از شاهان اشکانی.

23. قوچ نشسته.

24. گاو.

25. گوسفند شاخ دار در حال دویدن.

26. اسب دریایی که نیمی از تنه آن شبیه ماهی است و احتمالا" سمبل یکی از الهه هاست.

27. عقاب با بالهای گشوده که حلقه شهریاری را در منقار دارد.

28. گلدان.

29. سبو.

30 و 82. کادوسه علامتی که بعدها سمبل علم طب شناخته شد.

31. هرکول بر تخته سنگی نشسته و گرزی در دست دارد.

32. اروس الهه عشق که دارای بال بوده اغلب به صورت کودکان عریان دیده می شود.

33. دروازه.

34. نیکه الهه پیروزی که در یک دست شاخه خرما و در دست دیگرش نشانه سلطنت دارد.

35. خورشید و ماه احتمالا" نماد مهر و ناهید.

36. تصویر یکی از شاهان احتمالا" گودرز.

37 آرتیمیس خواهر آپولو الهه شکار و نگهبان جوان است. بر سکه های بیشتر به شکل شکارچی دیده می شود که تیر و کمانی در دست دارد.

38. آتنا او الهه عقل و دانش و مشوق کشاورزی و صنعت و حامی مردان شجاع در جنگ بود. این الهه معمولا" کلاه خود بر سر نیزه و سپر در دست دارد. نمادهای مهم او عبارتند از: جغد مار خروس و برگ زیتون. گاهی تصویر او در حالی که صاعقه را پرتاب می کند یا نیکه در دست او قرار دارد بر سکه ها مجسم شده است.

39. نیکه به صورت منفرد در حالی که علامت شهریاری را در دست دارد.

40. الهه ای که شاخ خرما در دست دارد.

41. هرکول ایستاده در حالی که عقابی بر دست او است.

42. اروس ایستاده و دستش را بر روی شییء شبیه آتشدان قرار داده است.

43. الهه فراوانی که شاخ سمبل فراوانی را در دست دارد در این شاخ محصولات کشاورزی و میوه های گوناگون وجود دارد.

44. تصویر شاه یا شاهزاده اشکانی با کلاه باشلقی.

45. تصویر تی شه از رو به رو در حالی که دو ستون در دو طرف او قرار دارد.

46. دی میتر در حالی که خوشه گندم در دست دارد.

47. الهه یکی از شهرها که خوشه ای در دست دارد.

48. الهه ای که خوشه خرما در دست دارد.

49. تی شه در حالیکه شاخه خرما در دست دارد و مشغول گذاردن هدیه ای بر سکویی شبیه قربانگاه یا آتشدان است.

51. تی شه نشسته و شاخه خرما در دست اوست.

52. الهه ای که بر تخت نشسته

 54. الهه ای ناشناخته با سه چهره که فلسفه تثلیث بر هما را در ذهن تداعی می کند.

56. تصویر الهه ای از رو به رو.

58. شاه سوار بر اسب.

59. الهه نیکه سوار بر ارابه در حال حرکت.

60. فیل.

61. سر فیل.

62. اسب در حال حرکت.

63. اسب در حال تاخت.

64. سر اسب.

65. اسب بالدار.

66. گاو کوهاندار به حالت خوابیده.

67. سر گاو در کنار خوشه گندم.

68. گوزن.

69. قوچ با علامت اختصاری و ناشناخته.

70. گوزن با علامت قبلی و علامت ضرابخانه هگمتانه.

71. سر گوزن با دو علامت قبلی.

72. سر شیر.

73. شیر بالدار.

74. عقاب.

75. ماهی.

76. زنبور عسل.

77. کمان و ترکش.

78. گرز.

79. حلقه پیروزی مزین به نخل زیتون.

80. شاخه های فراوانی.

81. انار.

83. دژ نظامی.

84. کوزه خوشه های انگور و پرنده.

85. جام.

86. خوشه انگور و گندم.

87. ماه و ستاره.

88. ستاره.

89. احتمالا" علامت ضرابخانه هگمتانه (همدان).

90. آرم اشکانی.

91. علامت شهریاری.

92. علامتی شبیه لنگر که مظهر رعد و برق و باران و آبادانی است و بر سکه های الیمائید نیز این علامت بسیار دیده شده است.

93. ماه و ستاره و علامت قبلی.

94. ماه و ستاره و علامت شهریاری.

95. خورشید به صورت استیلیزه (مسبک) احتمالا" نماد آپولو.

ضرابخانه ها

اغلب سکه های اشکانی دارای علایمی هستند که معنی و مفهوم اغلب آنها روشن و آشکار نیست. این علایم را بارها دانشمندان و محققان مورد برررسی قرار داده اند اما به علت کمبود مدارک و اطلاعات هنوز پیشرفت قابل ملاحظه ای در شناخت آنها حاصل نشده است. مسلما" گروهی از این علایم و نشانه ها متعلق یه شهرهایی است که سکه های اشکانی در آنها ضرب می شده است. نخستین سکه ای که به طور یقین دارای علامت ضرابخانه است به دوران فرمانروایی مهرداد اول تعلق دارد زیرا تا قبل از پادشاهی مهرداد اول به علت محدود بودن حوزه قلمرو اشکانیان وجود بیش از یک ضرابخانه ضرورتی نداشت اما از زمان به قدرت رسیده مهرداد اول که قلمرو این سلسله به شکل چشمگیری گسترش یافت ضرورت ایجاد ضرابخانه های متعدد در نقاط مختلف کشور آشکار شد از زمان فرهاد دوم تصویر شهرها و ضرابخانه ها در روی سکه و پشت سر شاه حک شده است. مهم ترین این ضرابخانه ها عبارتند از: نیسا, تامبروکس, آپامئه آ و آریا(هرات). این شیوه کم و بیش تا زمان اردوان اول ادامه یافت اما از زمان اردوان دوم در پشت معدودی از سکه ها نام کامل شهری که سکه در آن ضرب گردیده نوشته شده است مانند مارگیان (مرو) تراگزیان نیسا و کاتازتارتیا یا ضرابخانه سیار که در موقع جنگ بر قرار می گردید. از زمان فرهاد سوم حکاکان هنرمند ضرابخانه های اشکانی به ابتکار هنر جالبی دست زدند بدین ترتیب که به جای نوشتن نام کامل شهر یا مخفف آن از ترکیب و تلفیق حرف اول شهر با یک یا چند حرف دیگر از حروف آن علامتی ساختند که از آن پس عنوان و علامت ضرابخانه آن شهر شناخته شد و محل قرار گرفتن این علامت در پشت سکه ها و در زیر تصویر کمان ارشک است. چهار درهمهای اشکانی همگی در شهر سلوکیه ضرب شده اند. مهم ترین شهری که تا اواخر دوران اشکانیان به ضرب سکه های درهم اقدام نمود شهر هگمتانه (همدان) است. از زمان پاکر دوم ضرابخانه ها مجددا" محدود گردیدند به طوریکه تقریبا" تا زمان اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانی درهم های منحصرا" در ضرابخانه همدان ضرب شده اند.